تبليغاتX
گلاب پاش
وقتی زشتی پدر شود

و صاحب پسری

در نیمه شب لرزان

چراغی روشن کند و نگران

نگاه به رخ بچه بیفکند

تا دریابد که او شبیه کیست.

جوانگ ره

+ نوشته شده در Sat 6 Sep 2008ساعت 5:30 PM توسط گلاب پاش |


به خانه مي رفت
با كيف
و با كلاهي كه بر هوا بود
-چيزي دزديدي ؟
 مادرش پرسيد
-دعوا كردي باز؟
 پدرش گفت
-و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد
به دنبال آن چيز
كه در دل پنهان كرده بود
تنها مادربزرگش ديد
گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش
و خنديده بود

حسین پناهی

+ نوشته شده در Wed 3 Sep 2008ساعت 2:25 AM توسط گلاب پاش |


هرگاه بنده ای مرا بخواند آن چنان به سخن او گوش می سپرم که گویی بنده ای جز او ندارم.اما شگفتا که بنده ام همه را چنان می خواند که گویی همه خدای اویند جز من...

                                                                                                                         مکالمه ی خداوند و موسی

+ نوشته شده در Sun 17 Aug 2008ساعت 8:56 PM توسط گلاب پاش |


به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر سفر نكنی
اگر كتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نكنی

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند

به آرامي آغاز به مردن می‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی
اگرهميشه از يك راه تكراری بروی
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی

تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سركش
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند
دوری كنی


تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی
اگر ورای روياها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی

امروز زندگی را آغاز كن
امروز مخاطره كن
امروز كاری كن


پابلو نرودا

+ نوشته شده در Tue 12 Aug 2008ساعت 4:3 PM توسط گلاب پاش |


چند روز پیش تو راه تصادف شده بود.

تصادف خیلی بدی بود...

وقی از کنارش گذشتم دیدم یک نفر رو زمین دراز کشیده با پارچه سفید...!

بی اختیار زیر لب گفتم:انا لله و...اما...شاید هنوز زنده بود!

گیج شده بودم.راه و گم کردم و دوباره به اون راه رسیدم.

هنوز هم روی زمین بود!

         چقدر آسان شده بود

                             مرگ...!

+ نوشته شده در Fri 23 May 2008ساعت 11:23 PM توسط گلاب پاش |